الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني

321

شرح كفاية الأصول

اين قسم از اتحاد را كه از نوع اتّحاد مفهومى است ، « حمل اوّلى ذاتى » گويند . 2 - اتّحاد در وجود و مصداق : به اين معنى كه موضوع با محمول ، در وجود و مصداق عين يكديگرند ، ولى مفهوم آنها متفاوت است ، به گونه‌اى كه گفته مىشود : « ما يفهم من الموضوع غير ما يفهم من المحمول و بالعكس » . مانند : « زيد قائم » كه مفهوم « زيد » با مفهوم « قائم » متغاير است ، زيرا « زيد » عين شخص است ، ولى « قائم » يك معناى كلّى و عام دارد ، چنانچه در لغت هم متفاوت هستند . امّا اين دو به يك وجود ، موجودند ، زيرا زيد در خارج ، همان قائم است و قائم نيز در خارج ، همان زيد است نه اينكه قيام زيد يك وجودى جدا از وجود زيد داشته باشد . اين قسم از اتّحاد را كه از نوع اتّحاد وجودى مىباشد ، « حمل شايع صناعى » گويند . نتيجه : ملاك حمل ، هو هويت و اتّحاد از يك جهت ( مفهوم يا وجود ) ، و اختلاف از جهت ديگر است كه اگر در حمل ، اتّحاد از جهت وجود باشد ، اختلاف از جهت مفهوم است ، و اگر اتّحاد از جهت مفهوم باشد اختلاف به اجمال و تفصيل است ( مثل : الانسان حيوان ناطق « 1 » ) . و به عبارت ديگر : رمز حمل در هر دو نوع ( اولى - شايع ) همان هو هويت ( اين‌همانى ) است ، به گونه‌اى كه گفته مىشود : « الحمل يدور مدار الاتّحاد و الهوهويّة وجودا و عدما » ، يعنى اگر هو هويت باشد ، حمل صحيح است و اگر نباشد ، صحيح نيست . و لا يعتبر معه ملاحظة التركيب . . . مصنف پس از بيان ملاك حمل ( « هو هويت » و اتّحاد ( اين‌همانى ) بين موضوع و محمول ) به كلام صاحب فصول اشاره و آن را ردّ مىكند . كلام صاحب فصول در جايى كه موضوع و محمول ، دو حقيقت متغاير باشند ( يعنى در حمل شايع صناعى ) صاحب فصول شرط و ملاك ديگرى را براى صحّت حمل ، قائل شده است كه عبارت است

--> ( 1 ) . مفهوم انسان با مفهوم حيوان ناطق ، يكى است ، و فرقشان فقط در اجمال ( نسبت به انسان ) و تفصيل ( نسبت به حيوان ناطق ) است .